مرگ چهار نامدار
سال 2009 بدون شک سالی پر از اندوه برای جامعه هنری و ادبی بوکان بود.بوکان در این سال چهار نفر از شناخته ترین چهره های عرصه ادب و موسیقی خود را که هر کدام به تنهایی یک قطب بودند از دست داد.
اوایل بهمن ماه استاد نوری با تخلص «عه تری گلولانی» وفات یافت.نوری از شاعران برجسته کردستان و همچنین اولین نماینده بوکان در مجلس شورای ملی بود.از استاد نوری اشعار زیادی منجمله دیوان نوری به جای مانده که جدای از انتشار پراکنده در چند سایت و نشریه هنوز چاپ نشده است.البته بزودی در کردستان عراق اشعار ایشان از زیر چاپ بیرون خواهد آمد.
ماه اردیبهشت بوکان شاهد مرگ یکی دیگر از بزرگمردان خویش بود.«قاله مه ره» نامی که بزرگ و کوچک مردمان این دیار می شناسند و شمشالش بخشی جدایی ناپذیراز هویت مردم بوکان است.قاله مه ره یکه تاز و استاد مسلم شمشال، سازی را که خود به جهانیان شناساند،با خود نیز به گور برد تا برای همیشه استاد مسلم شمشال باقی بماند.قاله مه ره تا روز مرگش درغم و شادی مردم شهرش شریک بود و چنانچه خود بارها می گفت از هیچ کس گلایه ای ندارد و عاشق مردم بوکان است.مردم بوکان نیز بر خلاف سخن عده ای نادان که در میان جمعیت دهها هزار نفری بوکانیان که برای تشییع جنازه هنرمند بزرگشان جمع شده بودند، جا خوش کرده و فریاد می زدند ما مردمان زنده کش مرده پرستیم،عاشق قاله مه ره و سازش بودند و برای یک بار هم من ندیدم و نشنیدم که کسی به قاله مه ره کوچکترین توهینی کرده باشد.قاله مه ره در کنار همشهری دیگرش، پدر موسیقی کردی استاد حسن زیرک آرمید.
چندی نگذشته بود که «علی خندان» نیز از میانمان رخت بربست و رفت.علی خندان استاد موسیقی فولکلور کردی و حه یرانبیژ نامدار و نیز نقال شناخته شده مردم بوکان، نامی بود که صدایش موسیقی اصیل فولکلور کردی را از مرگ رهانید و نامش سخنان نغز و شیرین و طنز اجتماعی را به یاد مردم می آورد.علی خندان نیز در قطعه هنرمندان و ادیبان گورستان بوکان به خاک سپرده شد.
اما هفته قبل نیز قلب یکی دیگر از نامداران این شهر از تپش باز ایستاد.استاد «حسن صلاح» با تخلص سوران، شاعر،مورخ و زبانشناس شهیر بوکانی مرگش به حقیقت یک فاجعه بود.مرگ این مرد بزرگ بسیار دردناکتر از دیگران بود زیرا استاد در اوج فعالیتهای خویش و در حالی که تقریبا هر روز سایتهای کردی میزبان مطالب شیرینش بودند وفات یافت و شاید اگر کسی استاد را نمی شناخت احساس می کرد که در اوج جوانی به سر می برد که اینگونه پر انرژی و پیوسته به فعالیت می پردازد.
بوکان که سالهاست در یک محرومیت شدید رسانه ای به سر می برد،و بر خلاف شهرهایی که هر روز بی دلیل و با دلیل نامشان در رسانه ها طنین انداز می شود و اکنون به قولی هم از توبره می خورند و هم از آخور،بزرگمردانی دارد که با مرگشان نیز نام شهرشان را به رسانه ها تحمیل می کنند.
وبلاگ بو بوکان تولد دوباره این عزیزان را در ذهن و یاد مردم «تبریک» میگوید.
اوایل بهمن ماه استاد نوری با تخلص «عه تری گلولانی» وفات یافت.نوری از شاعران برجسته کردستان و همچنین اولین نماینده بوکان در مجلس شورای ملی بود.از استاد نوری اشعار زیادی منجمله دیوان نوری به جای مانده که جدای از انتشار پراکنده در چند سایت و نشریه هنوز چاپ نشده است.البته بزودی در کردستان عراق اشعار ایشان از زیر چاپ بیرون خواهد آمد.
ماه اردیبهشت بوکان شاهد مرگ یکی دیگر از بزرگمردان خویش بود.«قاله مه ره» نامی که بزرگ و کوچک مردمان این دیار می شناسند و شمشالش بخشی جدایی ناپذیراز هویت مردم بوکان است.قاله مه ره یکه تاز و استاد مسلم شمشال، سازی را که خود به جهانیان شناساند،با خود نیز به گور برد تا برای همیشه استاد مسلم شمشال باقی بماند.قاله مه ره تا روز مرگش درغم و شادی مردم شهرش شریک بود و چنانچه خود بارها می گفت از هیچ کس گلایه ای ندارد و عاشق مردم بوکان است.مردم بوکان نیز بر خلاف سخن عده ای نادان که در میان جمعیت دهها هزار نفری بوکانیان که برای تشییع جنازه هنرمند بزرگشان جمع شده بودند، جا خوش کرده و فریاد می زدند ما مردمان زنده کش مرده پرستیم،عاشق قاله مه ره و سازش بودند و برای یک بار هم من ندیدم و نشنیدم که کسی به قاله مه ره کوچکترین توهینی کرده باشد.قاله مه ره در کنار همشهری دیگرش، پدر موسیقی کردی استاد حسن زیرک آرمید.
چندی نگذشته بود که «علی خندان» نیز از میانمان رخت بربست و رفت.علی خندان استاد موسیقی فولکلور کردی و حه یرانبیژ نامدار و نیز نقال شناخته شده مردم بوکان، نامی بود که صدایش موسیقی اصیل فولکلور کردی را از مرگ رهانید و نامش سخنان نغز و شیرین و طنز اجتماعی را به یاد مردم می آورد.علی خندان نیز در قطعه هنرمندان و ادیبان گورستان بوکان به خاک سپرده شد.
اما هفته قبل نیز قلب یکی دیگر از نامداران این شهر از تپش باز ایستاد.استاد «حسن صلاح» با تخلص سوران، شاعر،مورخ و زبانشناس شهیر بوکانی مرگش به حقیقت یک فاجعه بود.مرگ این مرد بزرگ بسیار دردناکتر از دیگران بود زیرا استاد در اوج فعالیتهای خویش و در حالی که تقریبا هر روز سایتهای کردی میزبان مطالب شیرینش بودند وفات یافت و شاید اگر کسی استاد را نمی شناخت احساس می کرد که در اوج جوانی به سر می برد که اینگونه پر انرژی و پیوسته به فعالیت می پردازد.
بوکان که سالهاست در یک محرومیت شدید رسانه ای به سر می برد،و بر خلاف شهرهایی که هر روز بی دلیل و با دلیل نامشان در رسانه ها طنین انداز می شود و اکنون به قولی هم از توبره می خورند و هم از آخور،بزرگمردانی دارد که با مرگشان نیز نام شهرشان را به رسانه ها تحمیل می کنند.
وبلاگ بو بوکان تولد دوباره این عزیزان را در ذهن و یاد مردم «تبریک» میگوید.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر ۱۳۸۸ ساعت 15:52 توسط هیمن
|
زمین باقی می ماند اما انسان فانی است،انسان به جهان چشم می گشاید،اما دوباره در قعر خاک مدفون می گردد.زندگی بس کوتاه است،اما جهان در مکان جاوید خود پایدار باقی می ماند.